جنایت و مکافات

نوشته فئودور داستایوفسکی


جنایت و مکافات را موفق‌ترین و احتمالا مهم‌ترین رمان داستایوفسکی می‌دانند. رمانی که جایگاهی ویژه برای این نویسنده در قلب ادبیات روسیه به ارمغان آورد. بوریس کریستا، مدیر سابق گروه روسیه دانشگاه کویینزلند آثار داستایوفسکی را آینه‌ی تمام‌نمای دنیایی در حال تغییر توصیف می‌کند. جنایت و مکافات روایت نبرد درونی و سرتاسر متناقض امیال روانی و جهان‌بینی منطقی راسکولنیکوف است. او از یک سو توسط امیال ناخودآگاهانه‌اش تحت فشار است و از سوی دیگر به خاطر جهان‌بینی منطقی‌اش، با مسئله‌ی اخلاق و غیراخلاقی بودنش سروکله می‌زند.


یکی از اساسی‌ترین مضامین جنایت و مکافات موضوع گناه است. اینکه یک فرد، با تمام جهان‌بینی منطقی‌اش، با تمام توجیحاتش، با تمام اما و اگرهایش، درنهایت چطور می‌تواند بار گناهی بزرگ را به دوش بکشد. چطور می‌توان کشمکش بی‌پایان و مرگبارِ بین درون و بیرون را حل کرد؟ آیا می‌توانیم درنهایت بر اقیانوس آشفته‌ی افکارمان غلبه کنیم؟ داستایوفسکی در این رمان سترگ برخی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسائل انسانی را کنکاش می‌کند. راستش را بخواهید، جنایت و مکافات چنان رمان بزرگی است که نباید به دیگران پیشنهادش کرد، چراکه هر انسانی باید حداقل یک‌بار جنایات و مکافات داستایوفسکی را بخواند.


قدرت فقط نصیب کسانی می‌شود که جرات کنند خم شوند و آن را به دقت بگیرند. فقط یک چیز مهم است: باید فقط جرات داشت. لازم بود بدانم که آیا من هم مانند همهٔ مردم شپش هستم یا انسانم؟ آیا من می‌توانم از حد معین تجاوز کنم، یا نمی‌توانم؟ آیا جسارت این را دارم که خم شوم و آنچه را می‌خواهم، بردارم یا نه. آیا موجودی ترسو و بزدلم یا صاحب حق و اختیار هستم؟ - از متن کتاب



صفحه ی بعدی
صفحه ی قبلی